امشب در سر شوری دارم!
اون....
خودخواه و مغرور با یه جیغ بنفش به دنیا میاد،
و اصلا متوجه نیست که دقیقا توی همون لحظه سه موجود کوچولوی دیگه،
دقیقا با همین تفکر و با جیغ به همین بنفشی(!) به دنیا میان!
همون اون...
یه کتابو باز میکنه و میخونه،
چند صفحه رو همینجوری با خوشحالی میخونه،
بعد یهو یه جمله هایی به چشمش آشنا میاد،
و یهو به این حقیقت تلخ میرسه که اونا رو همین دو روز پیش خونده بوده!
بچه که بود دوست داشت از وقتی که تو دل مامانش بوده یادش بیاد،
ولی حالا دوس داره از کتابی که دو روز پیش خونده یادش بیاد!
همون همون اون...
همینجوری داره فقط فازای مثبتو میگیره،
حتی از کوچیکترین چیزایی که فکرشو بکنی!
مثلا بوی دونه های نسکافه میتونه کلی بهش انرژی بده،
اوج قضیه انرژی مثبت گرفتن وقتیه که،
یهو هوس میکنه از هرچی توی اتاقتشه از زاویه های عجیب غریب عکس بگیره،
بعد وقتی عکسا رو میبینه تازه میفهمه که چقدر زاویه تو زندگی هستو همینجوری باز فاز مثبت میگیره!
روند فاز گرفتن از همون بوی نسکافه شروع میشه،به عکس گرفتن میرسه و به فاز دادن به بقیه ختم میشه!
بعد انقدر به خانواده انرژی میده که دیگه بود و نبود انرژی هسته ای بی اهمییت میشه!
ای بابا اون دیگه....
این روزا امتحان داره،
البته تحویل پروژه هم داره،
بعد تازه جزوه هاش همه ناقصه،
بعد به نظر تو وقتی چیزی اصولا همش فازه منفیه چه جوری میشه ازش فازه مثبت گرفت؟!
خب آره دیگه....زندگی قشنگه،
زاویه واسه خوب دیدن زیاده ،
مهم اینه که دوربینت فوق حرفه ای باشه !
